فیلم ها و بازیگران مشهور
آهنگ کامل پدرخوانده رو براتون گذاشتم.

مشاهده

+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 فروردین1388ساعت 16:59  توسط مازیار | 
پدرخوانده

یادداشت حامد بهداد

اين مستند را ديدم. براندو بزرگتر از آن چيزي بود كه من فكر مي‌كردم و بزرگتر از آن چيزي است كه آل پاچينو مي‌گفت و اين فيلم به ما مي‌گويد. من فهميدم براندو زواياي پنهان بيشتري دارد براي تحقيق و پژوهش. خيلي خيلي گريه كردم. روزگار را نمي‌بخشم به خاطر اينكه آرزوي ديدن او (از نزديك) را از من گرفت. گريه كردم و هر بار وقتي گريه‌ام اوج مي‌گرفت مادرم دستش را مي‌گذاشت روي پشتم و من از اينكه ديدن اين فيلم را با مادرم قسمت كرده بودم لذت مي‌بردم.
مادر من به ظاهر شايد يك زن معمولي باشد اما در عميق‌ترين جاي وجودش هنر را مي‌شناسد. من از بطن اون زن، دنيا آمده‌ام. دستش را مي‌گذاشت روي پاي من و مي‌گفت: <شبيهش هستي>. چند نفر ديگر پشت سر من نشسته بودند و من صداي گريه آنها را هم مي‌شنيدم. حسودي‌ام شد. لابد با خودم فكر مي‌كردم مارلون براندو فقط متعلق به من است. فكر مي‌كردم فقط من هستم كه مي‌توانم از او پيروي كنم يا برايش بخندم و گريه كنم. براندو به ما لذت هنر را فهماند.
واقعيت اين است كه براندو متعلق به همه تاريخ است. حتي همه آنهايي كه قبل از او به دنيا آمدند و مردند. خوشحالم كه جشنواره امسال را با اين مستند شروع كردم. موقعي كه از سالن سينما بيرون آمدم، كلاهم را تا پايين كشيدم روي پيشوني‌ام تا چشمانم معلوم نباشد. واهمه داشتم از اينكه ديگران فكر كنند من ريا كرده‌ام. در اين فيلم همه غول‌هاي سينما حرف زدند ولي شون پن همان حرفي را زد كه من هميشه در ذهنم بود: <وقتي كه نمي‌توانيد بازيگري را بفهميد يا ياد بگيريد مارلون براندو را ببينيد.> تا قيامت عاشق‌اش مي‌مانم. به همين دليل هم همين حالا كه دارم اين يادداشت را مي‌نويسم اشك در چشمانم جمع شده / تمام‌


منبع : باني فيلم

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 شهریور1387ساعت 2:24  توسط مازیار | 
مارلون براندو» در سوم آوریل 1924 در «اُماها بنداسکا» بدنیا آمد. او سومین و آخرین فرزند «دوروتی پین بارکر» و «مارلون براندو» بود. مادرش بازیگر محلی و پدرش فروشنده بود. در سال 1925، والدینش از هم جدا شدند و مادر خانواده همراه سه فرزندش به «سنتا‌آما» واقع در کالیفرنیا نقل مکان کرد ولی دو سال بعد، والدین او دوباره ازدواج کردند و همگی به استان «ایلی ئویز» واقع در شمال شیکاگو رفتند.
در سال 1940 او به پانسیون نظامی فرستاده شد که در آنجا شروع به تمرین‌های نمایش کرد ولی به خاطر سرپیچی از قوانین کمی پیش از فارغ‌التحصیلی اخراج شد. در سال 1943 براندو به نیویورک نزد خواهرش رفت و درکارگاه هنرهای دراماتیک» ثبت نام کرد که در آن‌جا با بازیگرانی مثل «هدی بلافونت» و «شیلی و نیترز» آشنا شد. اولین معلمش در آن‌جا «استلا آدلر» (Stella Adler) بود که اهل خانواده بزرگی از روسیه بود. او شعارش این بود که «بازی نکنید، خودتان باشید». او راهنمای براندو بود و از همان چیزهایی آموخت که امروز به آن «متد بازیگری» می‌گویند. آنچه «استلا آدلر» به دانش‌آموزان خود یاد داد این بود که چگونه نیروهای درونی خود را کشف کنند تا به کمک آن‌ها، احساسات ببیننده خود را هم بیدار کنند. براندو یک‌بار درباره آدلر نوشت:«او به من یاد داد که طبیعی باشم و سعی نکنم حسی را که خودم هنگام بازی، لمس نکرده‌ام، تظاهر کنم» در سال 1944 براندو اولین تجربه صحنه‌اش در نمایشی درباره حضرت مسیح بود. در طول همان سال اولین همکاری‌اش با کمپانی «برادوی» در «من مادر را به خاطر دارم» به کارگردانی « جان ون دروتن» (yonvun Droten) که بسیار موفق از کار درآمد و تا دوسال نمایش داده شد. این
نمایش پرفروش تحسین‌های بسیاری برای براندو در پی داشت که یکی از تحسین‌کنندگانش «الیا کازان» (Elia Kazan) کارگردان بود. «الیاکازن» توانست تهیه کننده فیلمش «اتوبوسی به نام هوس» که «تنسی ویلیامز» فیلمنامه آن را نوشته بود ‌ـ را راضی کند که براندو برای نقش «استنلی کوالسکی» مناسب است. با بازی چشم‌گیر براندو در این نقش مشخص می‌شد که او در پی گونه‌ای خاص از بازیگری است و قادر است روح دردمند و مجروح را به خوبی نشان دهد. شیوه بازی براندو با راهنمایی‌های الیاکازان خبر از ورود متد به عالم بازیگری می‌داد. شخصیت «استنلی کوالسکی» یکی احمق‌ترین و هوس بازترین شخصیت‌هایی است که تا به حال در سینما دیده شده است. خاطره مردی که به آرامی به وسایل اطرافش ضربه می‌زند و با بیان خاصش که بین کلمات مکث می‌کند و بی‌اختیار نام «استلا» را فریاد می‌زند، برای همیشه جاودان شده است.
از آن بعد هالیوود به دنبال براندو بود ولی او تمام پیشنهادات را رد می‌کرد. به جز فیلم «مردان» با کارگردان «استنلی


خلاقیت و سرکشی او بر قوانین حاکم بر سینما چه روی پرده و چه خارج از آن، او را جاودانه کرد و تا کنون هیچ بازیگری نمی‌تواند ادعا کند که مثل مارلون براندو در ارتقای بازیگری مؤثر بوده است


کرامر» (Stanly Kramer) که در آن سربازی است که در جنگ فلج شده و نمی‌تواند با مشکلاتش در جامعه کنار بیاید و برای بازی در آن مدتی با این گونه بیماران سپری کرده بود. این فیلم نتوانست موفقیت فیلم قبلی براندو را تکرار کند اما او را نامزد جایزه اسکار کرد. منتقدی اشاره کرده است که« بازی براندو در فیلم «مردان» مثل تزریق خون به جان بازیگری‌است» بعد‌ها همگی این کار بزرگ او را تأیید کردند.
در بهار 1955، براندو، کمپانی اختصاصی‌اش را با نام «پین بارکر» که اسم پیش از ازدواج مادرش را روی آن گذاشته بودرا تاسیس کرد. در اکتبر 1957، براندو با بازیگری بنام «آنا کاشیف» (Anakashif) که اهل ولز بود ازدواج کرد. در دهه شصت او تعدادی فیلم ضعیف بازی کرد. در طول این مدت او برای پایان دادن به تبعیض نژادی و بی‌عدالتی اجتماعی و برگرداندن حقوق سرخپوستان وارد جنبش «قانون مدنی» شد و اعانه جمع می‌کرد با حضور در فیلم «دربارانداز» (1954) و با کارگردانی الیاکازان، براندو اولین اسکار خودش را کسب کرد.
براندو در نقش شخصیت‌های متفاوتی بازی کرده بود و هیچ وقت پای ثابت نوع خاصی از نقش‌ها نبود. او جرأت کرد که در موزیکال «جوانان و عروسک‌ها» آواز بخواند.
در فیلم «قهوه خانه ماه اوت» در نقش یک مترجم ژاپنی تمایلش را به کمدی نشان داد. در «سایانورا» (1957) او را سربازی آمریکایی می‌بینیم که در حین مأموریت در ژاپن عاشق بازیگری ژاپنی می‌شود در حالی که ازدواج او ممکن است مجازات سختی در پی داشته باشد. این فیلم برایش پنجمین نامزدی اسکار را به دنبال داشت. بار دیگر در هیبت یک نظامی بخت با او یار بود و و در فیلم «شیرهای جوان» در کنار «مونت گوی کلیف» (Mont Gary Clift) درخشید. این جوان عاصی و پرشور دهه پنجاه آمریکا هیچ گاه روش زندگی فوق ستاره‌های هالیوودی را در پیش نرفت و در عوض راه را برای ستاره‌های بزرگ دیگری مثل «جیمزدین» (James Dean) که خیلی زود مرد و تنها در سه فیلم بازی کرد و «پل نیومن»(Poul Newman) هموار کرد.
در این دهه برای چهار سال پیاپی نامزده جایزه اسکار شد. سال اول برای فیلم «مردان» سال دوم «برای زنده یاد زاپادا» که در آن رهبر دهقانانی بود که علیه حکومت شورش کرده بودند و سومی برای «جولیوس سزار» که در آن شکلی کاریکاتوری از مارک آنتونی سردار قدرت طلب سزاور نمایش می‌دهد. او خواهرزاده قیصر و مردی خوش گذران و دلیر بود که با قدرت کلامش، مردم را تحریک به انتقام می‌کرد و چهارمی به خاطر یکی از بهترین ساخته‌های «الیاکازان» یعنی «در بارانداز» که براندو در آن درخشید و اوج بازی او در سال‌های جوانی بود و بالاخره به خاطر آن جایزه اسکار را گرفت.
دومین ازدواج براندو در سال 1960 با بازیگر مکزیکی بنام «موتیرا کاستاندا» (Motria Castanda) به وقوع پیوست . «سربازان یک چشم» فیلمی بود که در سال 1961، براندو علاوه بر بازیگری، کارگردانی آن را هم انجام داد که در واقع وسترنی متفاوت در زمان خودش محسوب می‌شد. در فیلم «شورش در کشتی بونتی» براندو یک افسر کشتی است که با ناخدا اختلاف پیدا می‌کند. شکست تجاری این فیلم که احتمالاً علت اصلی آن نیز جنجال و درگیری‌های پشت صحنه بود و به خاطر هزینه زیادی که صرف ساخت آن شده بود این شکست تقریباً باعث ورشکستگی کمپانی سازنده‌اش شد.
در سال 1962 براندو در فیلم ناموفق «آمریکایی زشت» بازی کرد. و ودر عوض فرصت همکاری دوباره با الیاکازان را از دست داد. کازان سعی که تا براندو را برای بازی در فیلم جدیدش یعنی «سازش» راضی کند اما او نپذیرفت.
حضور براندو در وسترن « میسوری از هم می‌پاشد». که‌در صحنه‌ای پیراهن به تن و کلاه زنانه به سر می‌کند از توانایی‌های عجیب دیگر او خبر می‌داد و حضور موفقش در «سوپرمن» با توجهی زودگذر همراه بود. به خاطر ویژگی‌های خاص فیلم «بسوزان» در سال 1969 ساخته «فرد زینه‌مان» یعنی از لحاظ بازیگری و مضمون اجتماعی به آن توجه ویژه‌ای شد.
او درنقش مأمور سری بریتانیایی ظاهر می‌شود که شورش بزرگی را در یک کشور آفریقایی به راه می‌اندازد فیلم اعتراضی به نژاد پرستی و استعماگری است و شخصیت براندو در آن با توجه به موقعیت‌های مختلف،‌ مرتب تغییر می‌کند.
در سراسر دهة 60 شخصیت گیرای براندو هم بر روی پرده و هم بیرون از آن از او هنرمندی دوست داشتنی و نیروی تازه اجتماعی ساخت. تماشاگران جوان آن روزها او را در قامت فردی سرکش، تحسین می‌کردند اما نسل‌های بعدی او را فردی ضد اجتماع و بی‌بندوبار شناختند. اما باز هم، منتقدان معتقد بودند که از یکی از مبتکرترین شخصیت‌هایی است که در طول مدت طولانی روی پرده ظاهر شده است.

در طول دهه هفتاد براندو با بازی‌های قدرتمند در نقش‌های خاطره‌انگیز در ذهن‌ها ماندگار شد. در سال 1972، مارلون براندو معنی واقعی نبوغ بازیگری را با نقش «دون ویتو کورلئونه» در فیلم «پدرخوانده» که کارگردان آن «فرانسیس فورد کوپولا» بود به تماشاگران ارائه می‌دهد که برای آن دومین جایزه اسکار خود را نیز به دست آورد.
براندو در مراسم اسکار در 27 مارچ 1973 همراه یک دختر سرخپوست ظاهر شد. براندو از پذیرفتن جایزه سر باز زد و دختر سرخپوست از طرف او بیانیه‌ای را خواند که در آن دلیل رد کردن مجسمه را رفتار نادرست با سرخپوستان بومی به خصوص در فیلم‌های این کشور دانست. رد کردن این جایزه بوسیله براندو باعث ایجاد دوره‌ای شد که در آن او بیشتر به سیاست اهمیت می‌داد تا به بازیگری. خیلی‌ها معتقد بودند که کار او در مراسم اسکار بچگانه بوده و او می‌توانست با روش‌های دیگری از سرخپوستان حمایت کند.
براندو موفقیت رویای‌اش در «پدرخوانده» را با حضور در هیبت مردی میانسال در برابر «ماریا اشنایمر» در فیلم «آخرین نانگو در پاریس» کامل می‌کند که احتمالاً بهترین بازی‌اش بود و درخشش او عامل اصلی موفقیت فیلم «برناردو برتولچی» (Bernardo Bertolcci) است که بهترین فیلم این کارگردان نیز هست. این فیلم براندو را برای بار هفتم نامزد اسکار کرد. او دهه هفتاد را با ایفای نقش «کوتز»‌قهرمان فیلم «اینک آخرالزمان» به کارگردانی کوپولا به پایان رساند که مشکلات مالی آن، فیلم و کارگردانش را به درد سر انداخت. اما در سال 2003 این فیلم با اضافه شدن پلان‌های حذفی به صورت محدود با نام «اینک آخرالزمان»و تدوین دوباره به نمایش در آمد. براندو در دهه هشتاد مدتی از روی پرده‌ها دور بود. در آن دوران اظهارنظرهای عجیب و غریب بر اندوه هم شنیده می‌شد مثل این جمله که در بازیگری حرفه‌ای پوچ و توخالی است، به هر حال مارلون براندو هرگز از مرکز توجه و ستاره بودن راضی نبود. او در اول کتاب خاطراتش که در سال 1994 به نام «آوازهایی که از مادرم آموختم» منتشر شد، نوشته است که هر چه پول آورده خرج روان‌پزشک‌ها کرده است.
پس از یک غیبت طولانی، براندو در سال 1989 در فیلم «فصل خشک سفید» در نقش یک وکیل روشنفکر سفیدپوست که تبعه آفریقای جنوبی است، ظاهر می‌شود که از درآمدهای کلانش دست کشیده است. این نقش هم نامزدی آکادمی را کسب کرد که هشتمین و آخرین افتخار مشابه او بود. در همان سال یکی از وقایع تلخ و تراژدیک زندگی خصوصی مارلون براندو نیز اتفاق افتاد و آن از این قرار بود که پسرش «کریستیان» به اتهام قتل نامزد خواهر ناتنی‌اش «داگ درولیت» محاکمه و به جرم قتل عمد به ده سال زندان محکوم شد. به دنبال این اتفاق در سال 1995، دختر براندو نیز در بیست و پنج سالگی، خود کشی کرد. براندو هیچ گاه زندگی آرام و بی‌دغدغه‌ای نداشت و همین موضوع او را مورد توجه رسانه‌های عمومی قرار می‌داد. اما یکی از بهترین فیلم‌های او در آن زمان کمدی «نوآموز» بود که در سال 1990 ساخته و براندو در آن با «متیوبرادریک» (Matiow Bradrick) هم بازی بود و همچنین بازی‌های زیبای او در «دن ژوان دمارکو» (1995) و «جزیره دکتر مورو» (1996) بیاد ماندنی بود. آخرین فیلم این ستاره بزرگ یعنی «امتیاز»‌ در سال 2001 ساخته شد که او در برابر «رابرت دنیرو» (Robert Deniro) و «ادوارد نورتون» (Ednard Norton) درخشید. سه نفری که همگی از بهترین بازیگران نسل خود شناخته شده‌اند اما خلاقیت و سرکشی او بر قوانین حاکم بر سینما چه روی پرده و چه خارج از آن، او را جاودانه کرد و تا کنون هیچ بازیگری نمی‌تواند ادعا کند که مثل مارلون براندو در ارتقای بازیگری مؤثر بوده است. او بیشتر دهه‌های هشتادو ونود را در


برگمن در باره براندو گفته است:«اگر درباره کسانی که در زمان خودشان اسطوره بودند فکر می‌کنید – افرادی مثل «جیمزدین» ، «مولین مونرو» و «الوس پربسلی» – براندو هم مطمئناً در این همین دسته قرار دارد»


تنهایی سپری کرد و اواخر عمر را بیشتر با کمکهای مردمی می‌گذراند و انگار خاطرات دهه پنجاه که با آن عالم بازیگری را دگرگون کرده است را فراموش کرده بود. این اسطوره بازیگری در دوم جولای 2004 در بیمارستان به خاطر چاقی مفرط و نارحتی ریه، درگذشت. با مرگ اوپروژه فیلمی که قرار بود درباره براندو ساخته شود منتقی شد. فیلم «براندو برلندو» درباره جوانی است که به دنبال این بازیگر راهی آمریکا می‌شود و با کمک خود براندو، فیلمنامه‌اش بازنویسی شده بود.
برگمن در باره براندو گفته است:«اگر درباره کسانی که در زمان خودشان اسطوره بودند فکر می‌کنید – افرادی مثل «جیمزدین» (James Dean) «مولین مونرو» (Marilyn Monroe) و «الوس پربسلی» (Eluis Presely) – براندو هم مطمئناً در این همین دسته قرار دارد» مارلون براندو افسانه قرن ما بود که تماشاگران این عصر را شیفته‌ی خود کرد و نسل‌های آینده را هم شیفته خود خواهد کرد. سهم او در پیشرفت هنر بازیگری و صنعت فیلم غیرقابل انکار است و یاد و خاطره او نه تنها به خاطر نقش به سزایش در ارتقای فیلمسازی بلکه همین‌طور به خاطر فعالیت‌های بشر دوستانه‌اش در حمایت از جنبش مدنی و بازگرداندن حقوق سرخپوستان بومی آمریکا در ذهن‌ها زنده خواهد ماند.
فیلم‌ها :
مردان (1950)- اتوبوسی به نام هوس (1951)- زنده باد زاپاتا (1952) – جولیوس سزار (1953) – وحشی (1954) – دزیره (1954)- در بار انداز (1954)- جوانان و عروسک‌ها (1955)- قهوه‌خانه ماه اوت (1956) – سایانورا (1957)- شیرهای جوان 1975) – نسل فراری (1960)- سربازهای یک چشم (1961) – شورش در کشتی بوتنی (1962)-داستان وقت خواب (1964)- آمریکایی زشت (1962) – موریتوری (1965) – آپالوزا (1966) – تعقیب (1966)- کنتسی از هنگ کنگ (1967) – انعکاس در چشم طلایی (1967)- کندی (1968) – بسوزان (1968) – شب بعد از حادثه (1968) – شبروها (1971) – آخرین تانگو در پاریس (1972) – پدرخوانده (1972) – میسوری از هم می‌پاشد (1976) سوپر من (1987) – اینک آخرالزمان (1979) – فرمول (1980) - فصل خشک سفید (1989) – نوآموز (1990) – کریستف کلمب (1992) – دون ژوان دمارکو (19959 – جزیره دکتر مورو (1997) – پول بادآورده (1998) – امتیاز (2001) – اینک آخرالزمان، تدوین دوباره (2003)
اسکار
سال عنوان فیلم نامزد/برنده

1989 بهترین بازیگر نقش دوم مرد فصل خشک سفید(1989) نامزد
1972 بهترین بازیگر مرد پدرخوانده (1972) برنده
1957 بهترین بازیگر مرد سایانورا (1957) نامزد
1954 بهترین بازیگر مرد دربار انداز (1954) برنده
1953 بهترین بازیگر مرد جولیوس سزار (1953) نامزد
1952 بهترین بازیگر مرد زنده باد زاپاتا (1952) نامزد
1951 بهترین بازیگر مرد اتوبوسی به نام هوس نامزد
آکادامی انگلستان
سال عنوان فیلم نامزد/ برنده
1954 بهترین بازیگر خارجی در بارانداز (1954) برنده
1953 بهترین بازیگر خارجی جولیوس سزار (1953) برنده
1952 بهترین بازیگر خارجی زنده باد زاپاتا (1952) نامزد
جشنواره بین‌المللی فیلم کن
سال عنوان فیلم نامزد/ برنده
1952 بهترین بازیگر مرد سربازان یک چشم(1952) برنده
انجمن کارگردانان آمریکا
سال عنوان فیلم نامزد/ برنده
1961 بهترین کارگردان سربازان یک چشم (1961) نامزد
سال عنوان فیلم نامزد / برنده
1989 بهترین بازیگر مرد نقش دوم فصل خشک سفید (1989) نامزد
1972 بهترین بازیگر مرد – درام پدرخوانده (1972) برنده
1963 بهترین بازیگر مرد – درام آمریکایی زشت (1963) نامزد
1957 بهترین بازیگر مرد ـ درام سایانورا (1957) نامزد
1956 بهترین بازگر مرد – موزیکال و کمدی قهوه‌خانه ماه اوت (19569 نامزد
1954 بهترین بازیگر مرد ـ درام در بار انداز (1954) برنده
1972 بهترین بازیگر مرد پدرخوانده (1972) نامزد
1957 بهترین بازیگر مرد سایانورا (1957) برنده
1954 بهترین بازیگر مرد در بارانداز (1954) نامزد
1952 بهترین بازیگر مرد زنده باد زاپاتا (1952) نامزد
1951 بهترین بازیگر مرد اتوبوسی به نام هوس (1951) نامزد
+ نوشته شده در  دوشنبه 18 شهریور1387ساعت 18:58  توسط مازیار | 

تولد ۳ آوریل، ۱۹۲۴
اماها، نبراسکا
مرگ ۱ ژوئیه، ۲۰۰۴
لس‌آنجلس، کالیفرنیا
سال‌های فعالیت ۲۰۰۴ - ۱۹۴۴
همسر(ها) آنا کاشفی (۱۹۵۹-۱۹۵۷)
مویتا کاستاندا (۱۹۶۲-۱۹۶۰)
تریتا تریپیا (۱۹۷۲-۱۹۶۲)
وب‌گاه رسمی وب‌گاه رسمی

مارلون براندو (به انگلیسی: Marlon Brando) (تولد: ۳ آوریل، ۱۹۲۴ - درگذشت: ۱ ژوئیه، ۲۰۰۴) هنرپیشه آمریکایی برندهٔ جایزه اسکار است. او یکی از تاثیرگزارترین بازیگران تاریچ سینما است. از فیلمهای مشهوری که وی در آنها ایفای نقش کرده‌است می‌توان به اتوبوسی به نام هوس در نقش «استنلی کووالسکی»، در بارانداز در نقش «تری مالوی» هر دو به کارگردانی الیا کازان و پدرخوانده در نقش «دون ویتو کورلئونه» اشاره کرد.بسیاری بهترین نقش او را پدر خوانده می دانند.

این بازیگر آمریکایی در بین بسیاری از علاقمندان به سینما و منتقدان به عنوان «بهترین بازیگر تاریخ سینما» شناخته می‌شود.


فهرست مندرجات

 فیلم‌ها

سال نام فیلم نقش توضیحات
۱۹۵۰ مردان
۱۹۵۱ اتوبوسی به نام هوس استنلی کوالسکی
۱۹۵۲ زنده باد زاپاتا! امیلیانو زاپاتا
۱۹۵۳ جولیوس سزار مارک آنتونی
وحشی
۱۹۵۴ دربارانداز تری مالوی
دزیره ناپلئون بناپارت
۱۹۵۵ مردان و عروسکها
۱۹۵۶ چایخانه ماه اوت
۱۹۵۷ سایونارا
۱۹۵۸ شیرهای جوان
۱۹۵۹ نسل فراری
۱۹۶۱ سربازهای یک چشم ریو همچنین کارگردان
۱۹۶۲ شورش در کشتی بونتی
۱۹۶۳ آمریکایی زشت
۱۹۶۴ داستان وقت خواب
۱۹۶۵ موریتوری
۱۹۶۶ آپالوزا
تعقیب
۱۹۶۷ کنتسی از هنگ کنگ
انعکاس در چشمان طلایی
۱۹۶۸ کَندی
شب روز بعد
۱۹۶۹ بسوزان!
۱۹۷۲ شبروها
پدرخوانده دون ویتو کورلئونه
آخرین تانگو در پاریس پل
۱۹۷۶ آب بند‌های میسوری
۱۹۷۸ سوپرمن
۱۹۷۹ اینک آخرالزمان
۱۹۸۰ فرمول
۱۹۸۹ فصل سفید خشک
۱۹۹۰ تازه کار
۱۹۹۲ کریستوف کلمب: اکتشاف
۱۹۹۵ دون خوان دمارکو
۱۹۹۶ جزیره دکتر مورو
۱۹۹۷ شجاع
۲۰۰۱ امتیاز


 جوایز

  • بهترین بازیگر مرد در جشنواره بین‌المللی فیلم کن، سربازان یک چشم، ۱۹۵۲
  • برنده بهترین بازیگر خارجی از آکادمی انگلستان ، جولیوس سزار، ۱۹۵۳
  • برنده اسکار بهترین بازیگر مرد، دربارانداز، ۱۹۵۴
  • برنده بهترین بازیگر خارجی از آکادمی انگلستان، بارانداز، ۱۹۵۴
  • بهترین بازیگر مرد، در بارانداز، ۱۹۵۴
  • بهترین بازیگر مرد، سایانورا، ۱۹۵۷
  • برنده اسکار بهترین بازیگر مرد، پدرخوانده، ۱۹۷۲
  • بهترین بازیگر مرد، پدرخوانده، ۱۹۷۲
+ نوشته شده در  دوشنبه 28 مرداد1387ساعت 16:11  توسط مازیار | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
من این وبلاگ رو به تمام عاشقان سینما تقدیم میکنم.
خواهشمندم بانظراتتان, من را در بهتر ساختن این وبلاگ یاری کنید.
با تشکر. مازیار

نوشته های پیشین
91/03/05 - 91/03/21
90/01/05 - 90/01/21
89/02/22 - 89/02/31
89/02/05 - 89/02/21
88/12/08 - 88/12/14
88/10/08 - 88/10/14
88/01/22 - 88/01/31
88/01/05 - 88/01/21
88/01/08 - 88/01/14
87/12/22 - 87/12/30
87/09/01 - 87/09/07
87/08/22 - 87/08/30
87/08/05 - 87/08/21
87/08/01 - 87/08/07
87/07/05 - 87/07/21
87/06/22 - 87/06/31
87/06/05 - 87/06/21
87/05/22 - 87/05/31
87/04/08 - 87/04/14
87/02/05 - 87/02/21
آرشیو موضوعی
آل پاچینو
پدرخوانده
موسیقی
رابرت دنیرو
مارلون براندو
داستین هافمن
هری پاتر
جیمز باند
بازیگران ایرانی
BODY OF LIES
جیم کری
MAX PAYNE
آنتونیو باندراس
آنتونی هاپکینز
آنتونی کویین
بروس لی
پیرس برازنان
HITMAN
ژان رنو
پلنگ صورتی
بهروز وثوقی
جکی چان
زنده یاد خسرو شکیبایی
پاپیون
پالپ فیکشن
جان تراولتا
FACE-OFF تغییر چهره
نیکلاس کیج
بروس ویلیس
پیوندها
bia toooosh
وبلاگ طرفداران نیوشا ضیغمی
وبلاگ فوتبال
سایت ویکی پدیا
سینما
كاملترين وبلاگ در زمينه بازي
bax rap(محمدرضا)
برای همیشه
از جون شیر تا مرغ آدمیزاد
هر چی عکس میخوای اینجاست زود بیا ...๑۩۞۩
سوسکی
آرگوس _ سینما تئاتر
گوزن ها
zendo0niyegham
فرشاد باتیستا
cinema
بی خوابی
آل پاچینو بازیگری 20
فقط آل پاچینو
Jok va SmS
اطلاعات عمومی موبایل و دانلود همه چی
هالیوود
LOVE STORY
وب سایت ترجمه قلم طلایی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

set as your home page

@ Ljava.mihanblog.com





Powered by WebGozar

maziar0007.blogfa.com maziar0007.blogfa.com